خدمت به محرومین از نگاه امام خمینی(ره)

حضرت امام (ره) در آخرین سال های عمر شریف خویش بود که در معرفی اسلام حقیقی و اسلام پابرهنگان و مظلومان، اصطلاح «اسلام ناب محمدی(ص)» و در معرفی اسلام متحجرین، مقدس ‏مآبان و مرفهین بی درد، اصطلاح «اسلام آمریکایی» را به کار می برند و حتی در بعضی پیام ها و سخنرانی های خویش، بارها به مناسبت های مختلف در معرفی این دو اسلام، اصرار و پافشاری می‏کنند و بازشناسی اسلام ناب محمدی و جدا کردن آن از اسلام آمریکایی را از واجبات سیاسی بسیار مهم ‏می دانند و بر آن تأکید می ‏ورزند و البته به دنبال آن، ایشان تعیین چارچوب ها و مرزهای اسلامِ ناب محمدی را از وظایف حوزه و دانشگاه برمی شمرند.

امام راحل با تیزبینی و دقت خاص خودش، ضمن اشراف بر دیدگاه ها و جهت گیری های اقتصاد اسلامی در مورد نقش جایگاه استقلال و خودکفایی اقتصادی به منظور عزت و رشد پایدار مسلمین و درک موقعیت زمانی، جایگاه دستیابی به استقلال اقتصادی و تحکیم پایه های اقتصاد ملی را در شرایط کنونی خاطرنشان می سازد و با شناخت اهمیت ساماندهی اقتصاد ملی به منظور حصول رشد و توسعه درون زا جایگاه حرکت به سمت استقلال اقتصادی- به‌عنوان استراتژی بلند مدت را مورد تاکید قرار می دهد و این همان اقتصاد مقاومتی یا چیزی است که درتئوری های اقتصاد کلاسیک نیز در اشکال مختلف و با ابزارهای گوناگون مورد تاکید قرار می گیرد.

حضرت امام (ره) در این باره صراحتا می فرمایند: من بارها گفته ‏ام و هم اکنون اعلام مى‏ کنم که ایران باید تا قطع تمام وابستگی هاى سیاسى، نظامى، اقتصادى و فرهنگى خود از امریکا به مبارزات قاطع خود علیه این جهانخوار بى‏ رحم ادامه دهد؛ و بعد در صورتى که ملت بیدار و شریف ما اجازه دهد، ارتباط بسیار عادى خود را در حد سایر کشورها با امریکا برقرار مى‏ کند. البته ما حساب ملت امریکا را با دولت امریکا جدا کرده و مى‏ کنیم و از ملت امریکا مى‏ خواهیم که از نهضت اسلامى ایران پشتیبانى کنند.

مقام معظم رهبری در این باره می فرمایند: «مذاکره و رابطه با آمریکا تا زمانی که این کشور دست از خباثت برندارد، به مثابه‌ی کوچه‌ی بن‌بست است.» رهبر انقلاب بارها تأکید کرده‌اند که قطع رابطه و نفی مذاکره، منع ذاتی ندارد، بلکه آن را منوط به تضمین شرایطی دانسته‌اند. از همین رو، رهبر انقلاب در جایگاه تعیین‌کننده‌ی سیاست‌های اصلی نظام، در صورت تأمین اصول فوق، خود را حتی پیشاهنگ برقراری رابطه می‌دانند: «آن روزى که رابطه با آمریکا مفید باشد، اول کسى که بگوید رابطه را ایجاد بکنند، خود بنده هستم.» (بیانات رهبر انقلاب در حرم رضوی، ۱ فروردین ۸۸)

حضرت امام خامنه‌ای، «مراد از شعارمرگ بر آمریکا را مرگ بر ملت امریکا نمی داند» بلکه می فرمایند: «این شعار یعنی مرگ بر سیاست‌های امریکا، مرگ بر استکبار.» با این حال ایشان تاکید کردند شعار مرگ بر آمریکا «دارای پشتوانه عقلانیست و قانون اساسی و تفکرات عقلانی ما به این ناطق است و این مسئله برای هر ملتی قابل فهم است.»

امام خمینی بهائیت را به‌عنوان یک (فرقه مذهبی) قبول نداشتند و آن را ساخته استعمار می دانستند و افراد این فرقه را نیز (عمال اسرائیل و عمال استعمار) می خواندند ولی به هر حال وجود بهائیان در کشور ایران را به‌عنوان افرادی که در جامعه نیازهایی هم دارند، قبول داشتند.

در یک جمع بندی کلی می توان گفت نظر امام خمینی (ره) در مورد بهائیان، در دو مورد خلاصه می‌شود:
اول: امام خمینی اکثریت بهائیان ایران را بخاطر اینکه سابقه سوء سیاسی داشتند و با رژیم اشغال گر قدس، صهیونیست ها و نیز شیطان بزرگ، آمریکا در ارتباط بودند، و نیز بخاطر اعتقادات خرافی و احکام متناقض آن ها و نیز بدعت هایی که در دین اسلام گذاشتند، علاوه بر حکم کافر بودن آن ها، حکم جاسوس بودن را هم بر آن ها نهادند و خواستار مقابله هر چه بیشتر با این ها شدند و در بیانات، سخنرانی ها، احکام حکومتی و فقهی، جواب به استفتاءات مردم و در هر موقعیتی این افراد از بهائیان را سرکوب می کردند.

دوم: حضرت امام در قبال بخشی از بهائیان که صرفاٌ انحراف عقیدتی پیدا کرده بودند و از نظر مذهبی به احکام و عقاید بهائیت گرایش داشته بودند را فقط به‌عنوان کافر و نجس می شناختند و از اینکه همه بهائیان را بلا استثناء جاسوس و عمال استعمار بخوانند، پرهیز داشتند و حتی بهائیانی که به‌عنوان ابزار در دست حکومت قرار گرفته اند که حکومت با سرکوبی آن ها اختلاف میان مسلمانان بیندازد را با بهائیان جاسوس، تفاوت بین این دو گروه گذاشته و علت حبس ها و احیاناٌ کشتن بهائیان را نه صرفاٌ اعتقادات انحرافی مذهبی آن ها بلکه بخاطر حزب سیاسی وابسته به استعمار بودن آن ها و اقدامات علیه جمهوری اسلامی ایران می دانستند.

اشتراک در گفتمان امام و رهبری با موضوع انقلاب اسلامی یکی از مهم‌ترین نقاط ثبات‌ساز نظام اسلامی بوده که نقش بی‌بدیلی در فرهنگ‌سازی، رفتارسازی و نهادینه کردن ارزش‌ها و مقابله با چالش‌ها و بحران‌ها در نظام اسلامی داشته است. از دیگر مشابهت‌های مهم و بی‌بدیل راهبردی حضرت امام و رهبری، مراقبت از حدود و ارزش‌های اسلامی‌عقیدتی است و نیز با بررسی و تدقیق درسلوک سیاسی و عملکرد مدیریتی رهبر معظم انقلاب به آن خواهیم رسید که نمی‌توان میان شخصیت جریانی امام ‌(رحمت الله علیه) و مقام معظم رهبری تفاوتی قائل شد؛ چرا که تمام ابعاد تداوم انقلاب، از جمله الگوی رهبری و مدیریت اسلامی که در وجود حضرت امام (رحمت الله علیه) نهادینه بود، در شخصیت مقام رهبری نمود عینی پیدا کرده است.اگرچه مقایسه‌ی سیره‌ی سیاسی رهبر انقلاب با امام خمینی و دفاع تاکتیکی از ایشان برای القای تعارض و ناهمگونی بین این دو شیوه‌ی مدیریتی، از دستاویزهای دشمنان نظام در هجمه به رهبر انقلاب بوده و هست.

اهتمام حضرت امام به حمایت از گروه های مقاومت در سراسر دنیا(مانند حزب الله و…) در خصوص توجه حضرت امام خمینی(ره) به موضوع اهتمام و توجه به حمایت از گروه های مقاومت در سراسر دنیا از جمله حزب الله لبنان و… باید گفت که این موضوع به طور صریح و آشکار در اندیشه ها، آثار، سخنرانی ها و… ایشان قابل لمس و مشاهده بوده و همواره نیز سفارش به کمک به آنها نموده اند.

بالواقع رمز موفقیت امام هم در این بود که با تکیه بر مردم مسلمان، گروه های مقاومت تشکیل داد و از نیروی انقلابی آنان کمک گرفت ونگذاشت صاحبان قدرت نظامی و سیاسی، حکومت را از دست مسلمانان بگیرند.

اکنون نیز خلف صالح ایشان حضرت امام خامنه‌ای(مدظله العالی) باتدابیر حکیمانه خود به این موضوع اهتمام ویژه ای نموده و بر حمایت از گروه های مقاومت از جمله حزب الله لبنان، حمایت از مردم مظلوم سوریه، یمن و عراق و… تاکید دارند که این امر نشانگر عمق تفکر امامیین می باشد.

با توجه به سیره علمی و عملی حضرت امام خمینی (ره)می توان گفت، انقلابی بودن و انقلابی ماندن حوزه علمیه از اصول علمی و عملی حضرت امام خمینی(ره) به‌عنوان بنیانگذار این حرکت است و خود ایشان بارها و بارها بر ضرورت این امر و خطر بی تفاوتی نسبت به جامعه اسلامی و نیز نظام جمهوری اسلامی تاکید کرده و دغدغه داشتند و خودشان با همین مبنا، انقلاب اسلامی را به راه انداختند و به نتیجه رساندند و سخنان نورانی ایشان در اسناد مستند، موجود است. خود حضرت امام (ره) برای تحقق نهضت و انقلاب و تأسیس نظام اسلامی، اول بر اساس متون دینی، حوزه انقلابی را تثبیت کرد و از همین رهگذر به انقلاب اسلامی تحقق نظام اسلامی دست یافتند.

عملکرد درخشان امام خمینی(ره) نشان از آن دارد که ایشان در تمامی عمر گرانمایه خویش علاوه بر زبان، با قلم و قدم و با تمام توان، در خدمت مستضعفان و محرومان بود و مبارزه با ظلم و ظالم و مستکبران را خط مشی اصولی خود قرار داده بود.به بیان دیگر یکی از ویژگی های امام خمینی(س) روحیه استکبارستیزی و حمایت از مستضعفان در سرتاسر جهان بود. آن فرزانه دوران، حکومت را وسیله ای برای تحقق عدالت می دانست و معتقد بود تحقق عدالت بدون سرکوب کردن مستکبران و چپاولگران میسّر نخواهد بود. به همین دلیل، فضای کشور، فضای حمایت از مستضعفان و مبارزه علیه مستکبران بود.

امام بارها بر این مهم تاکید فرمودند که: «گمان نمى‏کنم عبادتى بالاتر از خدمت به محرومین وجود داشته باشد.»همچنین امام راحل(ره) همواره از پابرهنه‌ها و زاغه نشینان به‌عنوان «ولی نعمت» یاد می کردند و خواهان خدمت گزاری بیشتر به آنها بودند. ایشان در سخنانی نغز و زیبا در این‌باره فرمودند: «به مستضعفان و مستمندان و زاغه ‏نشینان که ولى نعمت ما هستند خدمت کنید.» درک عمیق و حس دلسوزی بی‌مثال معمار بزرگ انقلاب نسبت به طبقه محروم و مستضعف به اندازه ای بود که نه تنها برای ایرانیان، بلکه برای محرومان و مستضعفان سایر کشورها نیز به‌عنوان یک حامی بزرگ شناخته شده است.

گردآورنده: محمد رضا بهرامی کارشناس برنامه ریزی فرهنگی اداره کل تبلیغات اسلامی گلستان

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *